Take a fresh look at your lifestyle.

شرح موضوعی نهج البلاغه

0

درس هجدهم

قناعت

قناعت در معناى درست آن، یعنى چشم و دل سیر بودن، به کفاف بسنده کردن و عدم فزون‏خواهى است، که از والاترین کمالات انسانى است؛ در نگاه امیرمومنان على(علیه السلام) چنین قناعتى بستر زندگى متعالى است، چنان‏که آن حضرت فرموده است:
«کفَى بالقَنَاعَةِ مُلْکاً، وَ بحُسنِ الخُلُقِ نَعِیماً.] وَ سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ فَلَنُحْییَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً فَقَالَ: هِى القَنَاعَةُ.» «حکمت ۲۲۹»
«قناعت، دولتمردى را بس، و خوى نیک، نعمتى بُوَد در دسترس. و حضرتش را از معنى «فَلَنُحْییَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً: هر آینه، او را به زندگى‏اى پاک و خوش زنده داریم» پرسیدند، فرمود: آن قناعت است.»
آن‏که به کمال قناعت متصف شود، به زندگى پاک و خوش دست‏مى‏یابد. در اصل، قناعت بسنده کردن به حد و اندازه‏اى است، اما کدام حد و اندازه؟ برخى قناعت را بسنده کردن به فقر یا وضع موجود و اوضاع نکبت‏بار فهمیده‏اند، مشخص است که چنین تلقى نادرستى کاملًا با روح دین و موازین آن ناسازگار است، که هیچ پدیده اجتماعى همچون فقر محکوم و مطرود دین نیست؛ چنان‏که على(علیه السلام) خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود:
«یَا بُنَى! إِنِّى أَخَافُ عَلَیکَ الفَقْرَ، فَاستَعِذْ باللهِ مِنْهُ، فَإِنَّ الفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِینِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَةٌ لِلمَقْتِ‏.»«حکمت ۳۱۹»
«پسرم! همانا از تنگ‏دستى، بر تو بیمناکم؛ پس، از آن به خدا پناه ببر که تنگ‏دستى دین را زیان دارد، خِرَد را سرگردان کند و دشمنى آرد.»
همچنین آن حضرت فرموده است:
«الفَقْرُ المَوْتُ الأَکبَرُ.»«حکمت ۱۶۳»
تنگدستى مرگِ بزرگ‏تر است.
بنابراین، قناعتى که امیرمومنان على(علیه السلام) بدان فراخوانده است، بسنده کردن به فقر و نادارى و تنگ‏دستى نیست، بلکه بسنده کردن به کفاف است؛ یعنى آدمى به اندازه‏اى معقول و معتدل در زندگى بسنده کند و خود را اسیر حرص و آز و فزون‏خواهى ننماید؛ چنان‏که فرموده است:
«مَنِ اقْتَنَعَ بالکَفَافِ أَدَّاهُ إِلَى العَفَافِ‏.»«شرح غررالحکم و دررالکلم ج۵ص ۳۵۷»
«هر که به کفاف قناعت کند، او را به پاکى کشاند.»
امام علی علیه السلامسفارش می کند که انسان به کفاف قناعت کند و آزمندی را از خود دور نماید که آزادی ،راحتی،پاکی و پاکدامنی در زندگی در گرو چنین کمالی است.

مَنِ اقتَصَرَ عَلَى بُلغَةِ الکَفَافِ، فَقَدِ انتَظَمَ الرَّاحَةَ، وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ.«حکمت ۳۷۱»

«هر که به اندازه کفاف بسنده کند، آسایش و راحتى خود را فراهم آورد و گشایش و آرامش را به‏دست آورد.»

قناعت موجب آزادی انسان از غل و زنجیر آزمندی است، نه مانع استفاده از امکانات در حد متعارف و معقول و معتدلکه  این گونه بهره مندی از امکانات، زمینه درست رسیدن به کمالات است. از اینروست که علی علیه السلام فرموده است:

«اِنَّ اَفْضَلَ الْفِعالِ صِیانَةُ الْعِرْضِ بِالْمالِ؛ «ابن شعبه الحرانی،تحف العقول عن آل رسول، ص۶۳»

«همانا بهترین کارها، نگه داری آبرو با مال است».

بنابراین، قناعتی که کمال آدمی و بستر مناسب تعالی است ، بسنده کردن به ناداری و بی انگیزگی برای تلاش و تولید و توجیه کردن بیکاری و سستی نیست، که این امور نزد عدالتخواهان، مذموم ومطرودست. امام در ضمن خطبه ای در مذمت قدرت طلبان زهد فروشی که ناتوانی و دون همتی خود را قناعت می نامند فرموده است:

«وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى.»«خطبه ۳۲»

«و برخى ديگر، با پستى و ذلّت و فقدان امكانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، كه خود را به زيور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشيده اند. اينان هرگز، در هيچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستين نبوده اند.»
انسانی که می تواند مرز های متعارف ، معقول و معتدل و رفع نیازها را رعایت نماید و در دام دنیا طلبی نیافتد ، بهترین وسیله کمال ( قناعت ) دست یافته است نقطه در چنین قناعتی،تنبلی،سستی،فقر و خواری راه ندارد بلکه سخت کوشی و مرزبانی حاکم بر زندگی است.  »

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.