Take a fresh look at your lifestyle.

شرح موضوعی نهج البلاغه

0

درس شانزدهم

عبودیت

عبودیت کمال کمالات است و همه کمالات انسانی در این جهت است که آدمی به عبودیت حق واصل شود و در مدارج و مراتب آن بالا رود. عبودیت تسلیم حق بودن و گردن نهادن به خواست الهی است؛ یعنی «عبد» جز رضای حق، نخواهد و در برابر او در اطاعت کامل باشد؛ در برابر خدا سر خم نکند، در برابر او هیچگونه خلاف تعدی ننماید، مطیع خدا باشد و به اراده و خواست او عمل کند.

عبودیت، آدمی را به حقیقت خویش آشنا و همراه می‌کند و هر چه انسان در منازل به مراتب عبودیت حق بالا رود به حقیقت انسانی خود نزدیک‌تر می‌شود زیرا انسان بالاترین جلوه خداوند است و هرچه در عبودیت پیش رود بیشتر این استعداد را جلوه می بخشد و به مقام انسانی ایی که شایسته آن است نزدیک تر می شود. آدمی بگام نهادن در مسیر عبودیت ،به مقام بندگی واصل می‌شود و در نسبت به ارتباط با دیگر آدمیان خود را در جایگاه خدایی نمی‌بیند و هرگز گردن فرازی و خودکامگی نمی‌کند بلکه خود و دیگران را بندگانِ پروردگاری می‌بیند که جز او خدایی نیست

انسان در سایه بندگی خدا و عبودیت حق از خودمداری و شیطان صفتی و خودکامگی، و از بت پروری و شیطان زدگی و بت‌پرستی نجات می‌یابد و مقام حقیقی خود یعنی بندگی خدا و سلوک انسانی روی می‌آورد. تباه گری انسان در همه وجوه فردی، اجتماعی ،خانوادگی ،سیاسی، اقتصادی و حکومتی ریشه در خروج انسان از مدار بندگی حق و عبودیت الله و فرو رفتن در منجلاب خودمداری و شیطان صفتی و بت‌پرستی دارد و از این روست که اصلی‌ترین دعوت پیام‌آوران الهی دعوت به عبودیت الله و اطاعت خداست چنانکه امیر امیرالمومنین علی علیه السلام در فلسفه بعثت خاتم پیام آوران الهی فرمودند:

«فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله و سلم) بِالْحَقِّ لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّيْطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ »«خطبه ۱۴۷»

«پس خدا محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بتان بیرون آورد و به عبادت در آورد و از پیروی شیطان برهاند و به اطاعت خدا راه نماید»

تا زمانی که با  بت پروری و بت پرستی به هر شکل آن وجود دارد و تا زمانی که آدمی اسیر کرنش در برابر غیر خدا و پرستش امور موهوم است بستر عبودیت الله و کمال حاصل از آن برای انسان فراهم نمی‌شود از این روست که پیام آوران الهی بیش از هر چیز بر نفی بت پروری و بت پرستی تاکید کرده‌اند و همواره در رهایی مردم از بندگی غیر خدا و پیروی شیطان و رسیدن به بندگی حقیقی تلاش کرده اند، که در چنین بستری، استعدادهای کمالی آدمی در جهت حق  شکوفا می‌شود. عبودیت حقیقی یعنی عبودیتی که انسان را در ظاهر و باطن در مقام بندگی حق قرار می‌دهد، بسسر کسب همه ی کمالات انسانی  است از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز به سبب عبودیت خویش به مقام رسالت نائل شد چنانکه این معنا در نهج‌البلاغه مکرر آمده است

«أشهد أن محمدا عبده ورسوله»

گواهی می دهم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده او و پیامبر اوست.

از تقدم مقام عبودیت بر رسالت روشن می گردد که مقام عبودیت بستر همه کمالات و مقدمه همه مقامات سالکین است و رسالت شعبه عبودیت است تکرار این شهادت «اشهد و ان محمدا عبده و رسوله» برای چیست؟ چرا هر روز بارها تکرار می شود؟ آیا نباید از این بیان مکرر، متذکر شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از راه عبودیت به رسالت رسید و این مسیرِ کمال آدمی و سلوک حقیقی است ؟ راه انسانیت عبودیت الله و آدمی به میزانی که به کمال بندگی متصف می‌شود از پیروی غیر حق دور می گردد و اطاعت حق در اعضا، جوارح، قلب و  وجودش جاری می گردد و عبادات برای همین است به بیان حضرت علی علیه السلام:

«غایَهُ العِبَادَه الطَاعَه» «غررالحکم و دررالکلم،ج۱ص ۳۷۱»

«غایت عبادت فرمانبرداری حق تعالی است.»

عبادت در قالب های خاص آن بهترین هیئت صورت و محتوا را برای تحول آدمی از خودخواهی و خودبینی به خداخواهی و حق بینی داراست، چنان که حضرت علی علیه السلام درباره فلسفه نماز فرموده است:

«فرض الله…. وَ الصَّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ»«حکمت ۲۵۲»

«خداوند نماز را برای پاکی از خود بزرگ‌بینی واجب کرد.»

البته آن عبادتی راه عبودیت را هموار می‌کند که از ظاهرسازی و ریاکاری پاک و مبتنی بر بینایی و دانایی باشد.

«فازَ بالسّعادة مَن أخلَصَ العِبادَة» «شرح غررالحکم و دررالکلم ج۴ ص۴۳۰»

«هر که عبادت را برای حق تعالی خالص گردانید به سعادت رسید.»

«اَلْمُتَعَبِّدُ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَحِمَارِ اَلطَّاحُونَةِ يَدُورُ وَ لاَ يَبْرَحُ مِنْ مَكَانِه»«شرح غررالحکم و دررالکلم ج۲ ص۱۲۵»»

«عبادت کنندۀ بدون دانش، مانند چارپاى آسیاب است که مى گردد و از مکان خود خارج نمى شود.»

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

«ای مردم، بپرستید خدایی را که آفریننده شما و پیشینیان شماست، باشد که پارسا و منزّه شوید.»

در كتاب‌هاى قانون، مواد قانون، بدون خطاب بيان مى‌شود، ولى قرآن كتاب قانونى است كه با روح و عاطفه مردم سر وكار دارد، لذا در بيان دستورات، خطاب مى‌كند. البتّه خطاب‌هاى قرآن مختلف است. گاهى براى عموم مى‌فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّاسُ»، امّا براى هدايت‌يافتگان فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»

هدف از خلقت جهان و انسان، تكامل انسان‌هاست. يعنى هدف از آفرينش هستى، بهره‌گيرى انسان‌هاست‌ وتكامل انسان‌ها در گرو عبادت‌ واثر عبادت، رسيدن به تقوا  و نهايت تقوى، رستگارى است.

سؤال: چرا خدا را عبادت كنيم؟

پاسخ: در چند جاى قرآن پاسخ اين پرسش چنين آمده است:

چون خداوند خالق و مربّى شماست. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ» «بقره ۲۱» . «سَخَّرَ لَكُمْ» جاثيه، ۱۳. «خَلَقَ لَكُمْ» بقره، ۲۹.

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاريات، ۵۶. «… وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ … لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» بقره، ۲۱. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» بقره، ۱۸۹.

. مشركان خالقيّت را پذيرفته ولى ربوبيّت را انكار مى‌نمودند، خداوند در اين آيه دو كلمه‌ «رَبَّكُمُ» و «خَلَقَكُمْ» را در كنار هم آورده تا دلالت بدين نكته كند كه خالق شما، پروردگار شماست.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.